
انتشار گزارش محمد البرادعی رئیس آژانس بین المللی انرژی هسته ای در باره ی پرونده ی هسته ای ایران و پس از آن اظهارات همیشگی محمود احمدی نژاد و به موازات آن تبلیغات وسیع و گسترده ی رسانه های حکومتی در قبال آنچه که «پیروزی ملت ایران!» نامیده شد سوالات بسیاری را به ذهن متبادر می سازد.هر چند نزدیک شدن به زمان انتخابات مجلس هشتم و نیاز مبرم به مشارکت مردم،کوشش برای ساختن یک روحیه ی جمعی کاذب را ضروری ساخته است اما مسئله ی مهمتر واقعیات پنهان پرونده ی هسته ای ست.
جدا از اینکه افکار عمومی چگونه به سمت و سوی مشخصی سوق داده می شود به واقع نتایجی که از متن گزارش البرادعی بدست می آید نشان دهنده ی انتقال بسیار آرام و حساب شده ی پرونده ی هسته ای ایران به شورای امنیت سارمان ملل متحد است چنان که قطعنامه ی قریب الوقوع شورای امنیت در روزهای آینده-که به احتمال فراوان تند تر از قطع نامه های پیشین خواهد بود- این روند را تسریع خواهد کرد.تاکید اساسی شورای امنیت مبتنی بر «تعلیق غنی سازی از سوی ایران» بوده است که در متن گزارش آقای البرادعی اشاره ای به این موضوع نشده است.بدین ترتیب گزارش البرادعی خالی از همان چیزی ست که سر راسترین دلیل را برای صدور قطعنامه های بعدی از سوی شورای امنیت مهیا می کند.از طرفی نکته ی حساس تر اشاراتی ست که گزارش البرادعی به تجهیزات موشکی ایران دارد. بدین ترتیب انتظار می رود در روزهای آینده قطعنامه ی تندتری علیه ایران صادر شود.همانگونه که رضا آقازاده رئیس سازمان انرژی اتمی صدور قطعنامه سوم را تا 24 اسفند محتمل دانسته است.چنین اظهار نظری از سوی یک مقام ارشد حکومتی نشان می دهد که چگونه «پیروزی ملت ایران» پوسته ی خودساخته و دستکاری شده ی واقعیت پنهان آینده ی این بحران است.همچنین جواد وعيدي(معاون امنيت بينالملل دبير شوراي عالي امنيت ملي) در آخرین سخنان خود،در کنار تلاشی که برای لاپوشانی بسیاری از مسائل کرده، نتوانسته است گوشه هایی از این وضعیت نگران کننده را پنهان سازد.
از مذاکرات و لابی های پشت پرده ی مقامات ایرانی اطلاع چندانی در دست نیست و به راحتی نمی توان گفت در پس پرده چه می گذرد اما آنچه که ظاهر امر نشان می دهد چیزی جز تضعیف موقعیت ایران و گذر کامل از محدوده ی آژانس به شورای امنیت نیست.



