بیانیه ی کانون وحدت در مورد وضعیت وخیم اقتصادی مردم
نفت به سر سفرهها نیامد که هیچ،
خرده نانی هم اگر بود دیگر نیست!
خرده نانی هم اگر بود دیگر نیست!
موج جدید گرانی و تورم کمر خمیده ی ملت را خمیدهتر کرده است. «فقر» تنها واقعیتی است که امروزه بیشتر از هر عصری، لگدمال شدن شرافت و هویت انسانیمان را به نظاره نشسته و آن را به سخره گرفته است. عادتمان دادهاند که هیچ انتظاری برای تغییر در زندگی فلاکتبارمان و بازگشت انسان به جایگاه والایش نداشته باشیم. مستقیم و غیرمستقیم در گوشمان نجوا کردهاند که امیدی برای نیل به وضع مطلوب آرزویی بیهوده است. اما این بار موج جدید گرانی چنان مردم را به استیصال و تباهی کشانده است که بر آنمان داشت تا دیگر بار ترجمان سکوت سرشار از فریاد ملتمان باشیم.
دانشجویان و ملت رنج دیده ایران؛
با قبول کردن این اصل بدیهی که تنها میتوان و باید مسائل اقتصادی را در یک بستر تاریخی بررسی کرد (البته ارتباط تنگاتنگ بین ساختار اقتصادی با مقولههایی همچون سیاست، فرهنگ و… نیز جای خود دارد) لازم است به پیشزمینه ی به وجود آمدن وضع «واقعا موجود» اشارهای هر چند مختصر داشته باشیم:
در طی ۲۰ سال گذشته تیمهای اقتصادی حاکم از نظریهپردازان گرفته تا عوامل اجراییشان بدون در نظر گرفتن زیر ساختهای جامعه و عدم لحاظ فاصله ی شدید طبقاتی که در نتیجه ی سالها حکومت سرمایهداریِ غارتگرِ وابسته ی رژیم سلطنتی سابق به وجود آمده بود، شروع به ساختن! ایران کردند. مضاف بر عوامل از یاد رفته جهت برنامهریزی صحیح در نظر بگیرید ۸ سال جنگ را...
اینهمه نتیجهای به جز تقویت و تشدید بیش از پیش شکاف طبقاتی «شمال نشین- جنوب نشین» را در بر نداشت. اما نیک واقفیم که در این تضاد هر دو طرف قضیه قربانی شدند هر چند «جنوب نشین» قربانیتر...
به دنبال توسعه ی اقتصادی آمرانه و تکنوکراتیک وار! گفتمان نیمبند و شکننده ی توسعه ی جامعه ی مدنی، دموکراسی و حقوق بشرٍ اصلاحات ظهور کرد. البته با وجود اینکه ظهور چنین جریانی به تغییرات نسبتا مثبت در فضای سیاسی کشور انجامید، اما متاسفانه تیم و برنامهریزیهای اقتصادی تغییر اساسی نکرد و قدم در جای پای دولت پیش از خود نهاد و این خود به هر چه بنیادی و نهادینهتر شدن شکاف طبقاتی موجود انجامید. پس از افول دولت اصلاحات این محافظهکاران و اقتدارگرایان بودند که با شعار کاهش فقر و نابرابری و عدالت طلبی بر موج آرا سوار گشته و مدیریت اجرائی کشور را تصاحب کردند. با به روی کار آمدن دولت مهرورز نهم که گل سر سبد وعدههایش آوردن نفت بر سر سفرههای مردم بود، با اینکه به بهانه ی حمایت از محرومان! شاهد تغییراتی در سطوح مدیریتی کشور بودیم، اما عملا نه تنها هیچ اتفاقی در جهت کاهش شکاف طبقاتی نیفتاد، بلکه با ایجاد تنشهای غیرمعقولانه ی بینالمللی و نیز افزایش نقدینگی و در نتیجه ی آن رشد سرسامآور نرخ تورم اوضاع معیشتی مردم رو به وخامت هر چه بیشتر گرائیده و خیل عظیم طبقه ی متوسط را به سمت زیر خط فقر سوق داده است. آنچه مسلم است اینکه:
«جز از طریق تورم به هیچ شیوه ی دیگر نمیتوان در کوتاهترین زمان اقلیتی بسیار کوچک را ثروتمند و اکثریت بسیار بزرگی را فقیر کرد.» و این همان اتفاق شومی بود که افتاد.
آیا نتیجه ی چنین فاجعهای گسترش فقر، فلاکت، فحشا، اعتیاد و دیگر ناهنجاریهای اجتماعی نیست؟
کوچهها و خیابانهای شهرهایمان هر روز شاهد صحنههایست بس دلخراش. انسانهایی که در کنار جویها در سرما و گرما بدون هیچ سرپناهی شب را به صبح و صبح را به شب میرسانند، کودکانی که در چهارراهها و پارکها برای سیرکردن شکم خود ملتمسانه به دنبال انسانهای به ظاهر خوشبخت میدوند، پدران و مادران زحمتکشی که روز به روز زیر فشار تورم و گرانی شکستهتر و عاجزتر میشوند و شرفی که نابود میگردد و مرگ بر این زندگی خفت بار ارجحیت مییابد. افزایش تصاعدی آمار خودکشیهای خانوادگی، طلاق، دختران فراری، فشارهای روحی-روانی شدید و عواقب آن و… نمود راسخ این مدعاست. زمانیکه زنی برای سیر کردن شکم خود و فرزندانش تنفروشی میکند، انسانیت دیگر به گند کشیده شده است...
آیا با وصف آنچه گوشهای از اوضاع «واقعا موجود» ماست، در دراز مدت بحرانهای عمیقتر و بنیانفکن اجتماعی در انتظار جامعه ی ما نیست؟
آیا در چنین شرایطی سخن گفتن از هر موضوعی تحت عنوان «حق مسلم» غیر از نان و البته الزامات زیربناییش نسبتی با مطالبات واقعی مردم دارد؟
مردمان این سرزمین را نه نای مرگ بر گفتنهاست و نه زنده باد گفتنها، اما نمیشود و صد البته نمیتوان سکوت کرد و نگفت:
دانشجویان و ملت رنج دیده ایران؛
با قبول کردن این اصل بدیهی که تنها میتوان و باید مسائل اقتصادی را در یک بستر تاریخی بررسی کرد (البته ارتباط تنگاتنگ بین ساختار اقتصادی با مقولههایی همچون سیاست، فرهنگ و… نیز جای خود دارد) لازم است به پیشزمینه ی به وجود آمدن وضع «واقعا موجود» اشارهای هر چند مختصر داشته باشیم:
در طی ۲۰ سال گذشته تیمهای اقتصادی حاکم از نظریهپردازان گرفته تا عوامل اجراییشان بدون در نظر گرفتن زیر ساختهای جامعه و عدم لحاظ فاصله ی شدید طبقاتی که در نتیجه ی سالها حکومت سرمایهداریِ غارتگرِ وابسته ی رژیم سلطنتی سابق به وجود آمده بود، شروع به ساختن! ایران کردند. مضاف بر عوامل از یاد رفته جهت برنامهریزی صحیح در نظر بگیرید ۸ سال جنگ را...
اینهمه نتیجهای به جز تقویت و تشدید بیش از پیش شکاف طبقاتی «شمال نشین- جنوب نشین» را در بر نداشت. اما نیک واقفیم که در این تضاد هر دو طرف قضیه قربانی شدند هر چند «جنوب نشین» قربانیتر...
به دنبال توسعه ی اقتصادی آمرانه و تکنوکراتیک وار! گفتمان نیمبند و شکننده ی توسعه ی جامعه ی مدنی، دموکراسی و حقوق بشرٍ اصلاحات ظهور کرد. البته با وجود اینکه ظهور چنین جریانی به تغییرات نسبتا مثبت در فضای سیاسی کشور انجامید، اما متاسفانه تیم و برنامهریزیهای اقتصادی تغییر اساسی نکرد و قدم در جای پای دولت پیش از خود نهاد و این خود به هر چه بنیادی و نهادینهتر شدن شکاف طبقاتی موجود انجامید. پس از افول دولت اصلاحات این محافظهکاران و اقتدارگرایان بودند که با شعار کاهش فقر و نابرابری و عدالت طلبی بر موج آرا سوار گشته و مدیریت اجرائی کشور را تصاحب کردند. با به روی کار آمدن دولت مهرورز نهم که گل سر سبد وعدههایش آوردن نفت بر سر سفرههای مردم بود، با اینکه به بهانه ی حمایت از محرومان! شاهد تغییراتی در سطوح مدیریتی کشور بودیم، اما عملا نه تنها هیچ اتفاقی در جهت کاهش شکاف طبقاتی نیفتاد، بلکه با ایجاد تنشهای غیرمعقولانه ی بینالمللی و نیز افزایش نقدینگی و در نتیجه ی آن رشد سرسامآور نرخ تورم اوضاع معیشتی مردم رو به وخامت هر چه بیشتر گرائیده و خیل عظیم طبقه ی متوسط را به سمت زیر خط فقر سوق داده است. آنچه مسلم است اینکه:
«جز از طریق تورم به هیچ شیوه ی دیگر نمیتوان در کوتاهترین زمان اقلیتی بسیار کوچک را ثروتمند و اکثریت بسیار بزرگی را فقیر کرد.» و این همان اتفاق شومی بود که افتاد.
آیا نتیجه ی چنین فاجعهای گسترش فقر، فلاکت، فحشا، اعتیاد و دیگر ناهنجاریهای اجتماعی نیست؟
کوچهها و خیابانهای شهرهایمان هر روز شاهد صحنههایست بس دلخراش. انسانهایی که در کنار جویها در سرما و گرما بدون هیچ سرپناهی شب را به صبح و صبح را به شب میرسانند، کودکانی که در چهارراهها و پارکها برای سیرکردن شکم خود ملتمسانه به دنبال انسانهای به ظاهر خوشبخت میدوند، پدران و مادران زحمتکشی که روز به روز زیر فشار تورم و گرانی شکستهتر و عاجزتر میشوند و شرفی که نابود میگردد و مرگ بر این زندگی خفت بار ارجحیت مییابد. افزایش تصاعدی آمار خودکشیهای خانوادگی، طلاق، دختران فراری، فشارهای روحی-روانی شدید و عواقب آن و… نمود راسخ این مدعاست. زمانیکه زنی برای سیر کردن شکم خود و فرزندانش تنفروشی میکند، انسانیت دیگر به گند کشیده شده است...
آیا با وصف آنچه گوشهای از اوضاع «واقعا موجود» ماست، در دراز مدت بحرانهای عمیقتر و بنیانفکن اجتماعی در انتظار جامعه ی ما نیست؟
آیا در چنین شرایطی سخن گفتن از هر موضوعی تحت عنوان «حق مسلم» غیر از نان و البته الزامات زیربناییش نسبتی با مطالبات واقعی مردم دارد؟
مردمان این سرزمین را نه نای مرگ بر گفتنهاست و نه زنده باد گفتنها، اما نمیشود و صد البته نمیتوان سکوت کرد و نگفت:
مرگ بر فقر – مرگ بر نابرابری
کانون وحدت دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز
تجمع دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز در حمایت از دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند تبریز
ظهر امروز (سهشنبه) دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز در حمایت از دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند، تجمع اعتراضآمیزی برگزار کردند. پس از اینکه بیانیه ی مشترک «کانون وحدت» و «انجمن اسلامی» دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز در صحن دانشگاه پخش شد، دانشجویان با تجمع در مقابل ساختمان علامه جعفری و در دست داشتن پارچه نوشتههایی در همبستگی با دانشجویان دانشگاه سهند با سر دادن شعارهایی تجمع خود را آغاز کردند. در ادامه بیانیه ی تنظیمشده برای حضار قرائت شد. همچنین دانشجویان با قراردادن پارچهای اقدام به جمعآوری امضا از سایر دانشجویان کردند تا بدینوسیله حمایت خود را از دانشجویان متحصن دانشگاه صنعتی سهند نشان دهند. پس از آن دانشجویان به سمت دانشکده ی فنی حرکت کردند و با استقرار در مقابل درب این دانشکده به شعارهای اعتراضی و حمایتی خود ادامه دادند. نامه ی سرگشاده ی دانشجویان دانشگاه سهند نیز در جمع دانشجویان قرائت گردید. در ادامه به کمک تلفن همراه با دانشگاه سهند ارتباطی برقرار شد و یکی از دانشجویان متحصن دانشگاه سهند به نمایندگی از متحصنین از طریق بلندگوی دستی در مورد آخرین وقایع با دانشجویان دانشگاه آزاد سخن گفت و از همه ی آنها به خاطر برگزاری این تجمع قدردانی کرد و اعلام کرد که این عمل دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز روحیه ی مضاعفی برای دانشجویان دانشگاه سهند به وجود آورده است و آنها را در پیگیری مطالباتشان استوارتر ساخته است. دانشجویان نیز با کفزدنهای مستمر و شعارهای پیدرپی صدای حمایت خود را به گوش دوستان خود در دانشگاه سهند رساندند. این تجمع که حدود یک ساعت به طول انجامید با جمعآوری امضاهای بیشتر از سایر دانشجویان به پایان رسید. همچنین دانشجویان تصمیم گرفتند برای اعلام همبستگی بیشتر خود پارچه ی امضاشده توسط دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز را به دانشگاه صنعتی سهند و میان دانشجویان متحصن انتقال دهند.
عکسهای بیشتر از تجمع ۱۰ اردیبهشت
عکسی از بیانیه ی مشترک «کانون وحدت» و «انجمن اسلامی» دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز


بیانیه جمعی از تشکل های دانشجویی دانشگاه آزاد تبریز در حمایت از دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند
اعلام همبستگی جمعی از تشکلهای دانشجویی
دانشگاه آزاد تبریز با دانشجویان دانشگاه
صنعتی سهند
دانشگاه آزاد تبریز با دانشجویان دانشگاه
صنعتی سهند
صحن دانشگاه بار دیگر خشم دانشجو را بالای سر خود حس میکند و خروش دانشجو را میبیند، باز هم هتک حرمت، بازهم توهین و باز هم ظلم...
این بار دوستان دانشجویمان در دانشگاه صنعتی سهند تبریز هستند که یک صدا فریاد برآوردهاند تا قدرت اتحاد ما را به نمایش بگذارند، دانشجویان این دانشگاه دیروز ششمین روز تحصن اعتراضی خود را پشت سر گذاشتند تا نشان دهند که دانشجو در برابر ضایع کردن حقش و تجاوز به حریمش هرگز ساکت نخواهد نشست. این تحصن در پی اعمال غیر مسئولانه مسئولین دانشگاه در طول سال گذشته برگزارشده است و با اعتصاب غذای بیش از ۲۰ نفر از دانشجویان همراه است که تعدادی از این دانشجویان در طول مقاومت قهرمانانه خود در اثر ضعف جسمانی راهی بیمارستان شدهاند.
هتک حرمت دانشجویان دختر دانشگاه توسط کادر اداری و نیروهای حراستی، اعمال تفکیکهای جنسیتی توهین آمیز، صدور احکام سنگین کمیته انضباطی برای دانشجویان، تبعیض بین تشکلهای دانشجویی از طرف مسئولین دانشگاه و... از جمله دلایل برگزاری این تحصن ادامهدار است.
نزدیک به ۲۰۰ دانشجوی متحصن که حتا شبها هم دانشگاه را ترک نمیکنند، اعلام کردهاند تا تحقق تمامی خواستههایشان از جمله برکناری و عذرخواهی برخی از مسئولین دانشگاه به تحصن و اعتصاب غذای خود ادامه خواهند داد.
ما جمعی از دانشجویان دانشگاههای آزاد و سراسری تبریز، ضمن اعلام اعتراض شدید نسبت به وضعیت دانشگاههای کشور که هر روز و هر ماه و هر سال که میگذرد وضعیتی اسفناکتر از پیش مییابد، همبستگی خود را با دانشجویان متحصن دانشگاه صنعتی سهند تبریز اعلام میداریم و خواستار تحقق تمامی مطالبات دانشجویان متحصن هستیم و نیز نسبت به وضعیت جسمانی دانشجویان اعتصاب غذا کننده نگرانی شدید خود را ابراز نموده و به مسئولین دانشگاه صنعتی سهند در مورد بیتفاوتیها و عواقب ناشی از آن هشدار میدهیم؛ اگر حادثه ناگواری برای هریک از دانشجویان پیش آید ما مستقیماً وزارت علوم را مسئول آن میدانیم.
و اما شما، دانشجویان متحصن دانشگاه صنعتی سهند تبریز:
بدانید که ما، فعالین دانشجویی دانشگاه آزاد تبریز، تا رسیدن به مطالبات برحقتان همراه و همگام با شما ایستاده و لحظه لحظه مقاومت شما را امیدوارانه نظارهگریم و ایمان داشته باشید که:
پیروزی با شماست...
کانون وحدت دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز
کانون وحدت دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز
آخرین اخبار از تحصن دانشجویی دانشگاه سهند تبریز

دانشجویان دانشگاه سهند تبریز در هفتمین روز تحصن خود فراخوانی را منتشر کرند که متن آن به شرح زیر می باشد:
اینک، دانشگاه صنعتی سهند در هفتمین روز از تحصن خود قرار دارد. ۱۰۰ ساعت از اعتصاب غذای یارانمان گذشته است و ۱۹ تن از اینان به خاک افتادهاند. ۲ تن دچار تشنج گشتهاند و دختری تا پای مرگ پیش رفته است و روز به روز به تعداد اعتصاب غذاکنندگان و قربانیان افزوده میشود؛ و امروز پسری دستها و پاها و دهان خود را تا پایان تحصن بست، تا روزه سکوت بگیرد و بغضش را فرو خورد؛ اما هنوز فریادهای یاران رساست و استواری در گامهایشان نمایان است. آری، وینان دل به دریا افکناناند، نمایندههای شادی، که از فریادشان کوه سست میشود و زمین دهان باز میکند.
فراخوان دانشجویان سهند به عزای عمومی در تمامی دانشگاههای کشور
بیش از شش روز از تحصن و بیش از سه روز از اعتصاب غذای دانشجویان متحصن در دانشگاه صنعتی سهند تبریز میگذرد. تاكنون ۳۴ نفر دست به اعتصاب غذا زدهاند و ۱۷ نفر روانه بیمارستان گشتهاند و تا كنون هیچ پاسخ روشنی از مسئولین دانشگاه دریافت نكردهاند.
ششمین روز اعتراض و تحصن در دانشگاه سهند تبریز
دانشجویان متحصن دانشگاه صنعتی سهند تبریز در ششمین روز تحصن خود نامه سرگشاده ای خطاب به وزیر علوم نوشتند که برای خواندن آن پیوند زیر را ببینید:
نامه ی سرگشاده متحصنین دانشگاه صنعتی سهند تبریز
در اتفاقی تلخ و تاسفبار دانشجوی دختری كه در اعتراض به عدم پاسخگویی ریاست دانشگاه (دكتر چناقلو) اعتصاب غذا نموده و از حال رفته بود، پس از انتقال به پزشک غیرمتخصص دانشگاه، وی با تزریق بدون تست آمپول پنیسیلین، كه چنین عملی سابقه مرگ را نیز در پی داشته است، حال دانشجوی دختر را به وضعیت بدتری سوق دادند و دانشجویان مجبور به انتقال وی به خارج از دانشگاه شدند.
چهارمین روز اعتراض و تحصن در دانشگاه سهند تبریز
محمدرضا چناقلو، رئیس دانشگاه سهند تبریز، با تلاش برای ایجاد تفرقه در بین دانشجویان گفت: «چند نفری هستند که بقیه را بههم ریختهاند. ما نمیگذاریم دانشجویان اذیت شوند.»
تلاش برای ایجاد اختلاف بین دانشجویان دانشگاه سهند
در حالی که بیش از سه روز از تحصن دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند تبریز میگذرد، از دیروز ۱۲ دانشجو دست به اعتصاب غذا زدند، که ۴ دانشجوی دختر را نیز شامل میشود. اما امروز ظهر، در حالی که مسئولین دانشگاه همچنان نسبت به خواسته های برحق دانشجویان بی تفاوت هستند، یک دانشجوی دختر بر اثر شدت فشارهای وارد شده، بر اثر عدم مصرف هرگونه ماده خوراکی و نوشیدنی، از حال رفت و به بیمارستان انتقال یافت.
سومین روز تحصن دانشجویان دانشگاه سهند تبریز
تجمع اعتراض آمیز جمع کثیری از دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند تبریز نسبت به رفتار وقیحانه ی معاون فرهنگی و دانشجویی، دکتر زاهد و رییس حراست، حسینی، با دختران و وضعیت اسفناک اخلاقی برخی از کارمندان ذی ربط، امروز در صحن دانشگاه بین ساعات ۱۲ الی ۱۴ برگزار شد.
تجمع اعتراض آمیز دانشجویان دانشگاه سهند تبریز
اینک، دانشگاه صنعتی سهند در هفتمین روز از تحصن خود قرار دارد. ۱۰۰ ساعت از اعتصاب غذای یارانمان گذشته است و ۱۹ تن از اینان به خاک افتادهاند. ۲ تن دچار تشنج گشتهاند و دختری تا پای مرگ پیش رفته است و روز به روز به تعداد اعتصاب غذاکنندگان و قربانیان افزوده میشود؛ و امروز پسری دستها و پاها و دهان خود را تا پایان تحصن بست، تا روزه سکوت بگیرد و بغضش را فرو خورد؛ اما هنوز فریادهای یاران رساست و استواری در گامهایشان نمایان است. آری، وینان دل به دریا افکناناند، نمایندههای شادی، که از فریادشان کوه سست میشود و زمین دهان باز میکند.
فراخوان دانشجویان سهند به عزای عمومی در تمامی دانشگاههای کشور
بیش از شش روز از تحصن و بیش از سه روز از اعتصاب غذای دانشجویان متحصن در دانشگاه صنعتی سهند تبریز میگذرد. تاكنون ۳۴ نفر دست به اعتصاب غذا زدهاند و ۱۷ نفر روانه بیمارستان گشتهاند و تا كنون هیچ پاسخ روشنی از مسئولین دانشگاه دریافت نكردهاند.
ششمین روز اعتراض و تحصن در دانشگاه سهند تبریز
دانشجویان متحصن دانشگاه صنعتی سهند تبریز در ششمین روز تحصن خود نامه سرگشاده ای خطاب به وزیر علوم نوشتند که برای خواندن آن پیوند زیر را ببینید:
نامه ی سرگشاده متحصنین دانشگاه صنعتی سهند تبریز
در اتفاقی تلخ و تاسفبار دانشجوی دختری كه در اعتراض به عدم پاسخگویی ریاست دانشگاه (دكتر چناقلو) اعتصاب غذا نموده و از حال رفته بود، پس از انتقال به پزشک غیرمتخصص دانشگاه، وی با تزریق بدون تست آمپول پنیسیلین، كه چنین عملی سابقه مرگ را نیز در پی داشته است، حال دانشجوی دختر را به وضعیت بدتری سوق دادند و دانشجویان مجبور به انتقال وی به خارج از دانشگاه شدند.
چهارمین روز اعتراض و تحصن در دانشگاه سهند تبریز
محمدرضا چناقلو، رئیس دانشگاه سهند تبریز، با تلاش برای ایجاد تفرقه در بین دانشجویان گفت: «چند نفری هستند که بقیه را بههم ریختهاند. ما نمیگذاریم دانشجویان اذیت شوند.»
تلاش برای ایجاد اختلاف بین دانشجویان دانشگاه سهند
در حالی که بیش از سه روز از تحصن دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند تبریز میگذرد، از دیروز ۱۲ دانشجو دست به اعتصاب غذا زدند، که ۴ دانشجوی دختر را نیز شامل میشود. اما امروز ظهر، در حالی که مسئولین دانشگاه همچنان نسبت به خواسته های برحق دانشجویان بی تفاوت هستند، یک دانشجوی دختر بر اثر شدت فشارهای وارد شده، بر اثر عدم مصرف هرگونه ماده خوراکی و نوشیدنی، از حال رفت و به بیمارستان انتقال یافت.
سومین روز تحصن دانشجویان دانشگاه سهند تبریز
تجمع اعتراض آمیز جمع کثیری از دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند تبریز نسبت به رفتار وقیحانه ی معاون فرهنگی و دانشجویی، دکتر زاهد و رییس حراست، حسینی، با دختران و وضعیت اسفناک اخلاقی برخی از کارمندان ذی ربط، امروز در صحن دانشگاه بین ساعات ۱۲ الی ۱۴ برگزار شد.
تجمع اعتراض آمیز دانشجویان دانشگاه سهند تبریز




